تبليغاتX
(هایده)
عشق يعني نغمه هاي هايده عشق يعني رقص آب و آينه عشق يعني عقل شد مدهوش تو عشق يعني مست در آغوش تو
 

رفتم رفتم رفتم و بار سفر بستم
با تو هستم هر کجا هستم
از عشق تو جاودان ماند ترانه من
با یاد تو زنده ام عشقت بهانه من
پیدا شو چو ماه نو گاهی به خانه من
تاری زد گل از رخت در آشیانه من
رفتم و بار سفر بستم
با تو هستم هر کجا هستم

آهم را می شنیدی
به حال زارم می رسیدی
نازت را میخریدم
تو ناز من را میکشیدی
بخدا که تو از نظرم نروی
چو روم ز برت ز برم نروی
رفتم و بار سفر بستم
با تو هستم هر کجا هستم

اگر مراد در آید چه شود
شبی فراغ ما سر آید چه شود
بخدا کس ز حال من خبر نشد
که بجز غم نصیبم از سفر نشد
نروی یک نفس ز پیش چشم من
که به چشمم بجز تو جلوه گر نشد
رفتم و بار سفر بستم
با تو هستم هر کجا هستم
رفتم رفتم رفتم




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 12:33 توسط ..:: عاشقان هایده , n&s ,a&z ::..


نام : معصومه دده بالا

نام هنری : هایده

تاریخ تولد : 1321

بانو هایده بهمراه ... همسرش

قبل از انقلاب ۵۷

محل تولد : کرمانشاه

تاریخ وفات : 1368

محل وفات : آمریکا

محل دفن : آمريكا

 

هایده در سال 1321 هجری شمسی در یکی از روستاهای کرمانشاه بدنیا آمد.

وی کارش را در رادیو با برنامه گلهای رنگارنگ آغاز کرد و از همان اوایل نام خود را در شناسنامه موسیقی ایران به ثبت رسانید.

هایده به گفته بسیاری دارای یکی از بهترین صداهای تاریخ موسیقی ایران بود.

زنده یاد هایده در 7 شهریور 1357 مانند بسیاری از هنرمندان دیگر وطن را به قصد لندن ترک کرد و پس از مدتی به آمریکا رفت و کار هنری خویش را در آنجا ادامه داد..............تا اینکه در سي دي سال 1368 با اینکه هنوز بیش از 47 بهار از عمرش نگذشته بود در آمریکا بر اثر سکته قلبی دیده از جهان فرو بست و دوستداران خویش را در غم و اندوه فرو برد.

پیکر هایده در مراسمی باشکوه و با حضور هنرمندان زیادی در آمریکا به خاک سپرده شد.


 مصاحبه با هایده

بانو هایده درمصاحبه ای که حدود سه چهار سال قبل از درگذشتش با او انجام شده بود تلخ ترین خاطره اش را چنین بیان میکند:

 

از زبان خود هایده:

تلخ ترین خاطره من اینه که آهنگی از جهانبخش پازوکی به من پیشنهاد شده بود بخونم که ترجیع بند آن اینه: من خودم رفتنی ام

من بشدت به پازوکی پافشاری میکردم که من این آهنگ رو نمیخونم

نمیدونم چرا دلشوره عجیبی داشتم چون میخواستم به مسافرت اروپا بیایم و فکر حادثه ای مرا تعقیب میکرد.فکر میکردم شاید بیماری ای تصادفی چیزی باعث شود که من برنگردم به ایران و هیچ وقت فکر نمیکردم همچین حادثه ای اتفاق بیافتد و من تا امروز یعنی 6 سال نتوانم وطنم را ببینم.

به هر صورت با ناراحتی خیلی شدید رفتم روی صحنه و اونو اجرا کردم.

7 شهریور ایران را به قصد لندن ترک کردم و نمیتونم براتون توجیح کنم که حالت من در اون ساعت و اون لحظه چه بود.

ولی امیدی است که مرا نگه میدارد که باز بتوانم ایرانم را ببینم وبه آغوش هموطنانم برگردم.

 

یادش گرامی   


                                    نگاهی به زندگی هنری هايده

 
سی ام دی ماه امسال، پانزده سال از مرگ نابهنگام "هايده" خواننده خوش صدای موسيقی سنتی میگذرد. خواننده ای که آن گونه که بايد و شايد در باره اش صحبت و داوری نشده است.
در سال های پس از انقلاب، ميان 1360 و 1368 و شايد به سبب ترانه های غميادانه (نوستالژيک) وطنی که می خواند، روز به روز بر شمار طرفدارانش در بيرون از ايران افزوده می شد، هر چند که در خود ايران نامش حتی از فهرست کتاب های مرجع زدوده شده بود.

از همين روی برای يافتن زندگينامه دقيق او سر در هر منبع موسيقائی فرو برديم که در اين سال های اخير تعدادشان نيز زياد شده است. چيز دندان گيری نصيب مان نشد. مثلا زاد روزش و زندگی پيش از خوانندگی اش را در اين منابع نيافتيم، ولی در همه آن ها به "تحقير" و تکرار آمده که نام اصلی اش "سکينه دده بالا" بوده است. گويی نام می تواند تعيين کننده کيفيت صدای او بشود!

هايده از سال 1345 فراگيری موسيقی و آوازخوانی را نزد موسيقيدان معروف علی تجويدی آغاز کرد. تجويدی در ميان آهنگسازان ايرانی، معروف شده است به "کاشف صداهای ناب"! البته صدا ها راکشف کرده، پرورش داده، معرفی کرده، ولی چند صباحی نگذشته که آن ها را از دست داده است. يا خودشان به راه ديگر، غالبا راه کاباره، رفته اند و يا "رنود" آنها را از او به غنيمت گرفته اند. هايده به گمان از آخرين کشفيات درخشان تجويدی باشد. شانسی که هايده آورده، اين بوده که تجويدی آهنگ تازه ای را در "مخالف سه گاه" و در پيوند با شعری برانگيزاننده از "رهی معيری" آماده اجرا داشته است. اين ترانه با زير و بالاهايی که دارد، معرف دقيقی برای صدای گسترده و پر توان هايده شده و صدای هايده نيز متقابلا ترانه "تجويدی - معيری" را تاثير بيشتر بخشيده است.

متن اين ترانه که "آزاده" نام دارد، آخرين کار موسيقائی " رهی معيری" است که در تب بيماری آن را سروده و کمتر در يک سال پس از آن، در آبان ماه سال 1347 درگذشت.

ترانه آزاده با صدای هايده، آهنگ از علی تجويدی با شعر رهی معيری

تجويدی خود در يک گفتگوی راديويی در شرح ساخت و پرداخت "آزاده" گفته است که رهی پس از آن که نيمی از ترانه را ساخنه، بيمار شده و بر اساس حالاتی که به خاطر آن کسالت در وجودش بوده، بقيه را با سوز و حال بيشتری تمام کرده است.

ترانه نشان می دهد که رهی، در بستر مرگ به تنها چيزی که برايش باقی مانده بود، می نازيده است به آزادگی:

- "يارب چو من افتاده ای کو؟ / افتاده آزاده ای کو؟/
تا رفته از جانم برون، سودای هستی/ آزاده ام، آزاده از غوغای هستی/
گلبانگ مستی آفرين/ هم چون رهی سر دادهام من/
مرغ شباهنگم ولی/ در دام غم افتاده ام من/
خندان لب و خونين مگير/ مانند جام بادهام/ آزاده ام من!..."

تجويدی در گفتگويی که با او داشتم گفت: "آزاده را هيچ خواننده ديگری نمی توانست چون هايده با چنين وسعت صدايی بخواند ... هايده با خواندن اين ترانه و چند ترانه ديگر که من به او دادم، توانست تحولی در ترانه خوانی و آواز خوانی ايجاد کند و تاثيرات تازه ای در موسيقی سنتی به وجود بياورد..."

راه ديگر

هايده، اگرچه در سالهای پيش از انقلاب همچنان روی صحنه ماند ولی بيشترين زمان و توان خود را در خدمت "بازار" قرار داد که بيشتر به سود و زيان می انديشد تا به ارزشها. تجويدی که زمانی به شکوه گفته بود که هر صدائی را که کشف می کند و می پروراند، بعدها بهره اش را به کاباره می برد. در عين حال گناه اين انحراف را پيش از آن که بر گردن خواننده ها بگذارد، از چشم جامعه می بيند:

"جامعه بود که اين ها را به سوی کاباره می کشانيد... من در شوراهای موسيقی می گفتم که حقوق اين ها را زياد کنيد تا احتياج به رفتن به کاباره نداشته باشند... ولی نکردند اين کار را... حقوق بسيار کمی مثلا 500 تومان به خواننده می دادند، در حالی که همين خواننده وقتی به کاباره می رفت شبی ده هزار تومان می گرفت... گناهی نداشتند... زندگی غير از اين را اجازه نمی داد..."

صدای هايده و برخی از ترانه های "غميادانه" او در سال های غربت، تسکينی در خور برای مهاجران و تبعيديان دلشکسته بوده است

هايده، پس از آزاده، چند ترانه ديگر نيز از تجويدی خواند و بعد سر و کارش به کاباره افتاد، از او جدا شد و به موسيقی به اصطلاح "مردمی"، نزديکتر شد. محمد حيدری، جهانبخش پارزکی، صادق نوجوکی و انوشيروان روحانی آهنگسازان ديگری بودند که صدای رسای هايده را در اجرای ترانه های خود به کار گرفتند. همان قدر که اين ها در راه "مردمی" شدن به هايده ياری رسانيدند، او نيز با صدای پر جاذبه خود سبب سکه شدن کار آن ها شد!

مهاجرت به "شهر فرشتگان" (لس آنجلس) پس از انقلاب کار را ديگر يکسره کرد. مهاجران مخاطب موسيقی آن قدر خسته و شکسته بودند که ديگر به ارزشها نمی انديشند و تنها "تفريح و سرگرمی" می خواستند. سرمايه نيز در جايی به کار می افتاد که مخاطب انبوه داشته باشد. بر بستری چنين تنيده از "تفريح و تجارت" موسيقی معروف به "لس آنجلسی" به دنيا آمد و بيشتر خوانندگان مهاجر از جمله هايده را نيز به خدمت خود درآورد.

اين حرف، بدان معنا نيست که در ترانه های غربتی هايده هيچ گوشه با ارزش دلنوازی وجود ندارد. در وهله اول بايد به جنس صدای ناب و کمياب او انديشيد که در همه بازمانده هايش يکسان مانده است، در اين دنيای "بی صدائی" و "بد صدائی" خود، نفس ارزش است!

هايده در اين هشت نه سالی که در مهاجرت به سر برد، دست کم توانست بخواند. اگر در ايران مانده بود سرنوشتی بهتر از "پريسا" و "هنگامه اخوان" پيدا نمی کرد که هنوز که هنوز است نمی توانند، آزادانه - و برای همگان - بخوانند، با آن که به دامنشان، پيرايه ابتذال نبسته اند!

صدای هايده و برخی از ترانه های "غميادانه" او در سال های غربت، تسکينی در خور برای مهاجران و تبعيديان دلشکسته بوده است.

هايده، سر انجام، در سال 1368 در شهر سانفرانسيسکو، به سکته قلبی درگذشت و در گورستان "وست وود" لس آنجلس به خاک سپرده شد.

 نقل از بي بي سي


پیام هایده به هموطنان

 

با اتکا به نفس و با یک هدف مشخصی که همه ما در راهش کوشش و سعی خواهیم داشت دست همبستگی به هم بدهیم و با یک صدا ایمان خودمان را فریاد بزنیم.


 

مصاحبه با آقای مهدی ذکايی سردبير مجله جوانان در امريکا در رابطه با هايده

"خانم هايده ابتدا اومده بود لندن. مدتی بعد از انقلاب اونجا زندگی کرد و کار کرد و بعد اومد آمريکا و اينجا فعاليتش رو شروع کرد. هايده شبی که در سانفرانسيسکو روی صحنه بود درگذشت. بعد از کنسرت بلافاصله دچار حمله قلبی شد و فردای آن روز در گذشت. من فکر کنم اون موقعی که اين اتفاق براش افتاد هايده در بهترين موقعيت خوانندگی بود و هيچ کس در برابرش نبود."

" و اون موقع يادمه که تمام آلبوم ها وآهنگاش گل کرده بود و روی صحنه هم موفق بود. هايده وقتی فوت کرد که در اوج بود. وقتی که رفت ، مردم خيلی خيلی متاثر شدن. براش با شکوه ترين مراسم خاکسپاری و هفت و يادبود رو برگزار کردن که در تمام سالهای اخير چنين مراسمی برای کسی انجام نشد و جای هايده هميشه خاليه وصدا وآهنگاش هميشه موندنيه."


"چهل "

"هايده وقتی فوت کرد چهل و هفت سالش بود. ما ملاقاتهايی زيادی باهم داشتيم . روحيه خيلی خيلی خوبی داشت."

"ماجرای عجيب آخرين مصاحبه هايده"

مهدی ذکائی : آخرين مصاحبه هايده درست يک هفته قبل از مرگش بود. يک هفته بعد که مجله در اومد دقيقاٌ يک روز بعد از مرگش بود. يکی ازعجيب ترين اتفاقاتی که قبل از مرگ هايده افتاد اين بود که آقای حسام ابريشمی که نقاش معروفی در آمريکا است. يک طراحی برای روی جلد مجله در کنار عکس هايده انجام دادن که چشم هايده کاملاٌ روی اين طرح خيره شده بود و درمورد با اون سوال می کرد

"بعداً فهميدم که اين طرح در امريکای جنوبی سمبل مرگه و تقريباً به شکل يک دلقک در حال رقصه. خاطراتی که از آخرين مصاحبه با هايده در ذهن دارم اينه که از کسانی گلايه می کرد که خيلی اذيتش کرده بودن. خيلی از شايعاتی که مطبوعات براش ساخته بودن دل آزرده بود.
ولی گفت که دوباره روی پاهام می ايستم و می خوام از نو شروع کنم و بسيار فعالتر از قبل باشم و کارهام رو گسترش بدم."

؛برگرفته از سايت بی بی سي؛


بزرگترین خبر

 

شنبه سي ام دي ماه 1368 بزرگترین خبر برای ایرانیان این بود:

هایده بزرگ بانوی موسیقی ایران در سن 47 سالگی از میان ما رفت.

هایده آن وجود نیک سیرت و پاک طینت با آن صدا به عظمت دریاها و به صافی آسمانها و به روشنی خورشید درحالی از میان ما رفت که از او سه فرزند (2پسر و 1دختر) و 3نوه باقی ماند.

پسر ارشدش کامران و دخترش کیانوش نام دارند.

همچنین خواهرش مهستی از بهترین خواننده های ایرانی است که تاکنون به فعالیت هنری خویش ادامه میدهد و طرفداران بسیاری دارد.

 


 آْلبومهاي هايده

هایده دارای بیش از30 آلبوم به نامهای زیر میباشد:

 

 

1-روزای روشن                                         12- خرباتی                               

2-پادشه خوبان                                        1۳- خداحافظ

3-شب عشق                                          14-  فریاد

4-گلواژه                                                  15- آزاده                            

5- بزن تار                                                16- رفتم

6- شانه هایت                                          17- بلبلی که خاموش شد

7- ای زندگی سلام                                   18- حیف           

8- ناشنیده ها                                          19- آمدنت مهاله

9- سوگند                                               20- بزم و کنسرت                    

10- دشتستانی                                       21- بزم (نوروز 1346)

11- آشنایی                                            22- سه کنسرت در سه آلبوم

 

وی همچنین با هنرمندانی دیگر آلبوم های مشترکی ارائه داده است:

 

1- بزم 1 ( هایده و گلپا)                            5- اوج صدا ( هایده و مهستی)

2- بزم 2 ( هایده و گلپا)                            6- افسانه شیرین (هایده و شجریان)

3- گلهای غربت ( هایده و معین)                 7- شب عاشقان ( هایده و ستار)

4- همخونه ( هایده و ویگن)                       8- سفر (هایده و معین)

 

همچنین آلبومی مشترک با مهستی و معین بنام ترانه سال میباشد.

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰(نظر یادتون نره)۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 12:31 توسط ..:: عاشقان هایده , n&s ,a&z ::..

تو چشمون سیاهم تو نگاه کن
به رخسار چو ماهم تو نگاه کن
دیگه غم تو دلم پا نمیذاره
دل من پس از این غصه نداره
ببین خنده من شادی من
هستی من مستی من
هرچه که دارم از تو دارم
ببین نور صفا در نگهم
پرتو چشم سیهم
هرچه که دارم از تو دارم
تو چشمون سیاهم تو نگاه کن
به رخسار چو ماهم تو نگاه کن
دیگه غم تو دلم پا نمیذاره
دل من پس از این غصه نداره

ببین چشمون من جام شرابه
نگهم بخدا جادوی خوابه
دل من شده دمساز محبت
بخوان از نگهم راز محبت
دیگه بر لب من سرشک غم نمی نشینه
دیگه جای تو را در دل من کسی نگیره
تو چشمون سیاهم تو نگاه کن
به رخسار چو ماهم تو نگاه کن
دیگه غم تو دلم پا نمیذاره
دل من پس از این غصه نداره

ببین چشمون من جام شرابه
نگهم بخدا جادوی خوابه
دل من شده دمساز محبت
بخوان از نگهم راز محبت
دیگه بر لب من سرشک غم نمی نشینه
دیگه جای تو را در دل من کسی نگیره
تو چشمون سیاهم تو نگاه کن
به رخسار چو ماهم تو نگاه کن
دیگه غم تو دلم پا نمیذاره
دل من پس از این غصه نداره
تو چشمون سیاهم تو نگاه کن
به رخسار چو ماهم تو نگاه کن
دیگه غم تو دلم پا نمیذاره
دل من پس از این غصه نداره
تو چشمون سیاهم تو نگاه کن
به رخسار چو ماهم تو نگاه کن
دیگه غم تو دلم پا نمیذاره
دل من پس از این غصه نداره





لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 12:28 توسط ..:: عاشقان هایده , n&s ,a&z ::..

تنها با گلها گویم غمها را
چه کسی داند ز غم هستی چه به دل دارم
به چه کس گویم شده روز من چو شب تارم

نه کسی آید نه کسی خواند
ز نگاهم هرگز راز من
بشنو امشب غم پنهانم
که سخنها گوید ساز من
تو ندانی تنها همه شب باگلها
سخن دل را میگویم من
چو نسیمی آرام که وزد بر بستان
همه گلها را میبویم من
تنها با گلها گویم غمها را
چه کسی داند ز غم هستی چه به دل دارم
به چه کس گویم شده روز من چو شب تارم

چون ابری سرگردان
میگرید چشم من در تنهایی
ای روز شادیها کی باز آیی
امشب حال مرا تو نمیدانی
از چشمم غم دل تو نمیخوانی
امشب حال مرا تو نمیدانی
از چشمم غم دل تو نمیخوانی
تنها با گلها گویم غمها را
چه کسی داند ز غم هستی چه به دل دارم
به چه کس گویم شده روز من چو شب تارم



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 12:26 توسط ..:: عاشقان هایده , n&s ,a&z ::..

اینم چندتا کد اهنگهای  هایده




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 19:40 توسط ..:: عاشقان هایده , n&s ,a&z ::..

<!------ http://www.hadisystem.tk ------->
<object style="border: 3px solid " height="46" width="147" classid="clsid:6BF52A52-394A-11D3-B153-00C04F79FAA6">
 <param name="volume" value="100">
 <param name="Url" value="mms://70.86.49.34/20/174/602/4796.wma">
 <param name="enableContextMenu" value="-1">
 <param name="rate" value="1">
 <param name="balance" value="0">
 <param name="currentPosition" value="0">
 <param name="defaultFrame" value>
 <param name="playCount" value="1">
 <param name="autoStart" value="-1">
 <param name="currentMarker" value="0">
 <param name="invokeURLs" value="-1">
 <param name="baseURL" value>
 <param name="mute" value="0">
 <param name="uiMode" value="full">
 <param name="stretchToFit" value="0">
 <param name="windowlessVideo" value="0">
 <param name="enabled" value="-1">
 <param name="fullScreen" value="0">
 <param name="SAMIStyle" value>
 <param name="SAMILang" value>
 <param name="SAMIFilename" value>
 <param name="captioningID" value>
 <param name="enableErrorDialogs" value="0">
 <embed src="mms://70.86.49.34/20/174/602/4796.wma" stretchtofit="true" loop="true" enablecontextmenu="false" showcontrols="true" height="165" width="135" name="WMP1">
</embed></object>
<!------ http://www.hadisystem.tk -------></body>
</html>




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 19:18 توسط ..:: عاشقان هایده , n&s ,a&z ::..

غم اومد که گریون کنه چشمامو نتونست
شب اومد که داغون کنه دنیامو نتونست
دل من دیگه از غم که شکسته نمیشه
اسیر غم عشقه دیگه خسته نمیشه
کمه فرصت ذیدار تو این عالم مستی
میخوام با تو بخندم به زمونه به هستی
هنوز عشق منی مثل همیشه
دل از خوب و بدت خسته نمیشه
هنوز عشق منی مثل همیشه
دل از خوب و بدت خسته نمیشه

تو ای آمده از راه بازم مثل همیشه
دلم با تو یه رنگه جدا از تو نمیشه
غم و غصه نتونست بگیره تو رو از من
بدون قدر وفامو دیگه دور نشو از من
هنوز عشق منی مثل همیشه
دل از خوب و بدت خسته نمیشه
هنوز عشق منی مثل همیشه
دل از خوب و بدت خسته نمیشه

غم اومد که گریون کنه چشمامو نتونست
شب اومد که داغون کنه دنیامو نتونست
دل من دیگه از غم که شکسته نمیشه
اسیر غم عشقه دیگه خسته نمیشه
کمه فرصت ذیدار تو این عالم مستی
میخوام با تو بخندم به زمونه به هستی
هنوز عشق منی مثل همیشه
دل از خوب و بدت خسته نمیشه
هنوز عشق منی مثل همیشه
دل از خوب و بدت خسته نمیشه

تو ای آمده از راه بازم مثل همیشهClick to enlarge
دلم با تو یه رنگه جدا از تو نمیشه
غم و غصه نتونست بگیره تو رو از من
بدون قدر وفامو دیگه دور نشو از من
هنوز عشق منی مثل همیشه
دل از خوب و بدت خسته نمیشه
هنوز عشق منی مثل همیشه
دل از خوب و بدت خسته نمیشه
هنوز عشق منی مثل همیشه
دل از خوب و بدت خسته نمیشه      

 


 

 تو اون همه ویرونه
ای هم قبیله چی بگم
قبیله سرگردونه
ما دربدرتر از همیم
همخونه بی خونه
غربت ما دیار ماست
خونین ترین ویرونه
دربدری مال تو بود
اما نصیب ما شد
کودک نوزاده ما
با دست ما کفن شد
از من نپرس درد دلم
شکسته سنگ صبور
خاطره هام ویرونه هاست
قصه هام رنده بگور

چه آرزوهایی که نمرد
چه سینه هایی که نسوخت
کسی دیگه تو اون دیار
رخت عروسی ندوخت
باور کن ای هم آواز
نشکسته بال پرواز
باهم بیا بسازیم
اون خونه رو از آغاز
از من نپرس خونه م کجاس
تو اون همه ویرونه
ای هم قبیله چی بگم
قبیله سرگردونه
ما دربدرتر از همیم
همخونه بی خونه
غربت ما دیار ماست
خونین ترین ویرونه

چه آرزوهایی که نمرد
چه سینه هایی که نسوخت
کسی دیگه تو اون دیار
رخت عروسی ندوخت
باور کن ای هم آواز
نشکسته بال پرواز
باهم بیا بسازیم
اون خونه رو از آغاز
از من نپرس خونه م کجاس
تو اون همه ویرونه
ای هم قبیله چی بگم
قبیله سرگردونه
غربت از اون خاک پاک
مارو جدا نکرده
قبیله سرگردون
به خونه بر میگرده
به خونه بر میگرده

 

                             هايده و ويگن




لينك ثابت نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385ساعت 18:34 توسط ..:: عاشقان هایده , n&s ,a&z ::..






Powered by WebGozar

یارب(آهنگ مورد علاقه خودم)(هایده) بگو یا رب بگو یا رب چه بد گفتم چه بد کردم که نزدت خویشتن را دیو و دد کردم مرا یا رب نمیخواهی گناه هستو اگر نفرین به این دنیای بد کردم به حرفم گوش کن یا رب به دردم گوش کن یا رب اگر بیهوده میگویم مرا خاموش کن یارب اگر بیهوده میگویم مرا خاموش کن یارب بگو یا رب چه بد گفتم چه بد کردم که نزدت خویشتن را دیو و دد کردم به جز عشقی که دردش را به من دادی به من یا رب چه بخشیدی که رد کردم فقط در عاشقی یا رب مدد گفتم شدم عاشق تمنای مدد کردم به حرفم گوش کن یا رب به دردم گوش کن یا رب اگر بیهوده میگویم مرا خاموش کن یارب شب مستی اگر یک توبه بشکستم سحر تکرار توبه صد به صد کردم به سیلابم کشاندی زیر و بم دیدم تحمل در عذاب جزر و مد کردم برایم آتش دوزخ فرستادی برایت لاله ها را در سبد کردم برایم آتش دوزخ فرستادی برایت لاله ها را در سبد کردم به حرفم گوش کن یارب به دردم گوش کن یارب اگر بیهوده میگویم مرا خاموش کن یارب گرفتی جامه فضل مرا از من صبورانه کله را از نمد کردم نشانم ده اگر یک مور آزردم اگر یکدانه گندم را لگد کردم مرا یارب نمیخواهی گناه هستو اگر نفرین به این دنیای بد کردم مرا یارب نمیخواهی گناه هستو اگر نفرین به این دنیای بد کردم به حرفم گوش کن یا رب به دردم گوش کن یا رب اگر بیهوده میگویم مرا خاموش کن یا رب اگر بیهوده میگویم مرا خاموش کن یا رب مرا خاموش کن یا رب مرا خاموش کن یا رب --------------------------------------------- پادشه خوبان(هایده) زاهد ظاهرپرست زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست بر در میخانه رفتن بر در میخانه رفتن کار یکرنگان بود خودفروشان را به کوی می فروشان راه نیست راه نیست بنده پیر خراباتم که لطفش دایم است ورنه لطف شیخ و زاهد ورنه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد کز دست بخواهد شد پایان شکیبایی ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی دایم گل این بستان شاداب نمیماند دریاب ضعیفان را در وقت توانایی ساقی چمن و گل را بی روی تو رنگی نیست شمشاد خرامان گل تا باغ بیارایی ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی ای درد تو هم درمان در بستر بیماری ای یاد تو مه مونس در گوشه تنهایی در دایره قسمت ما نقطه پرگاریم لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی ------------------------------------------------ تنها با گلها گویم غمها را چه کسی داند ز غم هستی چه به دل دارم به چه کس گویم شده روز من چو شب تارم نه کسی آید نه کسی خواند ز نگاهم هرگز راز من بشنو امشب غم پنهانم که سخنها گوید ساز من تو ندانی تنها همه شب باگلها سخن دل را میگویم من چو نسیمی آرام که وزد بر بستان همه گلها را میبویم من تنها با گلها گویم غمها را چه کسی داند ز غم هستی چه به دل دارم به چه کس گویم شده روز من چو شب تارم چون ابری سرگردان میگرید چشم من در تنهایی ای روز شادیها کی باز آیی امشب حال مرا تو نمیدانی از چشمم غم دل تو نمیخوانی امشب حال مرا تو نمیدانی از چشمم غم دل تو نمیخوانی تنها با گلها گویم غمها را چه کسی داند ز غم هستی چه به دل دارم به چه کس گویم شده روز من چو شب تارم ----------------------------------------------------------- گفتگويى منتشر نشده با زنده ياد هايده روز سى‌ام دى ماه سال ۱۳۸۴مصادف است با شانزدهمين سالمرگ هايده، خواننده محبوب ايرانى كه فعاليت هنريش را بطور جدى با برنامه گلها شروع كرد. در زمان وقوع انقلاب اسلامى، هايده در لندن اقامت داشت و به خاطر ترس از دستگيرى و محاكمه ديگه به ايران برنگشت. در گفتگويى كه مدتهاست از عمر انجامش می‌گذرد، از بعد از شانزده سال و چندى براى نخستين بار منتشر می‌گردد، هايده از كم و كيف راه يافتن به دنياى آواز و مشكلات اوليه، رقابت و يا رفاقت هنرى با خواهرش مهستى، از نقش خودش در انتخاب شعر و آهنگ و بالاخره از آرزوها و روياهاش سخن می‌گويد. صداى آلمان: خانم هایده، از چه زمانی شروع به خوانندگی کردید، چه کسی شما را تشویق به اینکار کرد و بالاخره آیا خوانندگی را نزد استادان فن آموختید یا اینکه خیر؟ هایده: من خواندن آواز و تصنیف را از طریق رادیو و شنیدن صدای بانوی آواز ایران، خانم دلکش، آموختم. ولی بعد، وقتی تصمیم جدی گرفتم برای شروع فعالیت هنری نزد استاد تجویدی و فرهنگ شریف و استاد عبادی آواز کار کردم و چندماهی هم برای آقای ناصری خواندم. اما در اصل این چیزی ذاتی و خانوادگی بود که در وجود من بود و از راه گوش بهتر می توانستم یاد بگیرم. صداى آلمان: وقتی آدم زندگی هنرمندان مملکت‌مان را مورد بررسی قرار می‌دهد به این نتیجه می‌رسد که هنر غالبا در خانواده‌ی آنها ارثی بوده است. آیا در خانواده‌ی شما هم چنین حالتی وجود داشته، با توجه به اینکه خواهر شما، خانم مهستی، هم از صدای خوب و خوشی برخوردارند و جزو خوانندگان معروف و سرشناس‌اند؟ هایده: بله، اتفاقا در خانواده‌ی ما صدا ارثی بوده و پدرم یکی از هنردوستان واقعی بود که به موزیک کشورمان عشق می‌ورزید و اغلب روز و شبها را با و موزیسین‌های خوب و خوانندگان می‌گذراند. و من در آن خانواده بدنیا آمدم و از بچگی یاد گرفتم که به موزیک گوش بکنم و البته در خون من هم بود و خداوند هم با لطف‌اش به من صدایی داد که امروز می‌توانم در حضور شما بنشینیم و بهرصورت ملت ایران و هنرمندان من را بعنوان یک هنرمند قبول داشته باشند. صداى آلمان: اینطور که من شنیدم، مادر شما هم از صدای خوب و خوشی برخوردار است؟ هایده: بله، مادرم و خاله‌ام صدای خوبی داشتند. صداى آلمان: خانم هایده، اینجا صحبت خواهر شما، خانم مهستی، بمیان آمده است. آیا شما خواهرتان را بعنوان یک رقیب سرسخت ملاحظه می‌کنید یا اینکه خیر؟ مقصودم اینست که آیا تا بحال در خودتان دیده‌اید که خواهرتان را بعنوان یک رقیب حساب کنید؟ هایده: باید بگویم که من یکی از کسانی بودم که خواهرم را به خواندن تشویق کردم، برای اینکه خود من از بچگی می‌خواندم. فکر می‌کنم ۱۲ ساله‌ بودم که حتا برای خواندن آواز تمرین می‌کردم. آنوقتها، خوب، مهستی ۴ سال از من کوچکتر است و آنوقتها من به او یاد می‌دادم که تصنیف بخواند. وقتی که بصورت جدی کار را شروع کردیم، هیچوقت با هم رقابت نداشتیم و سعی می‌کردیم همیشه ایراد کارهایمان را بگیریم و توصیه‌ی همدیگر را قبول می‌کردیم، برای بهتر شدن کارمان. صداى آلمان: شما اول وارد رادیو شدید یا خواهرتان؟ هایده: من اول وارد رادیو شدم، ولی متاسفانه به دلایل گرفتاری‌های خانوادگی، اینکه شوهر من نمی‌گذاشت صدای من از رادیو پخش بشود. صدای من فقط یکبار از رادیو پخش شد و بعد هم جلوی نوار گرفته شد، ولی من چون علاقمند به خواندن بودم، دچار بیماری شدم. در واقع راه را اول من باز کردم و بعد مهستی شروع کرد و بعد از یکسال‌ونیم دوسال من دوباره شروع کردم به خواندن. صداى آلمان: از چه زمانی وارد رادیو شدید و اولین ترانه‌ای که اجرا کردید چه نام داشته و ساخته‌ی چه کسی بود؟ هایده: اولین آهنگی که من خواندم از ساخته‌ی استاد تجویدی بود با شعری از شادروان رهی معیری. در برنامه ی از گلها که اسم تصنیف‌اش «آزاده» بود. صداى آلمان: تا آنجا که من اطلاع دارم شما ترانه‌های بسیاری خوانده‌اید. کدامیک از آنها بیشتر بر روی خودتان اثر گذاشته و حتا برخی اوقات بی‌اختیار آن را زمزمه می‌کنید؟ هایده: همین ترانه آزاده. چون شادروان رهی معیری خیلی روی این تکیه داشت و بهرکسی نمی‌داد این تصنیف خوانده بشود. نمی‌دانم دلیلش چی بود. صداى آلمان: دلیلش واضح است، صدای خوب و خوش شما. هایده: خواننده‌های خوش صداتری قبلا بودند که مایل بودند این تصنیف را بخوانند، ولی خوب، خوشبختانه نصیب من شد و من، با این تصنیف قدم گذاشتم به کار هنری. شاید هم سبب‌اش این باشد که این تصنیف در من اثر بسیاری دارد. دلیل دیگرش را نمی‌دانم. بهرصورت شنوندگان خودشان قضاوت می‌کنند که این تصنیف، آهنگ و تنظیم‌کردنش واقعا چیزی‌ست استثنایی و وقتی‌ هم، خودم آنرا می‌شنوم دگرگون می‌شوم. من کارهای گلها را ترجیح می‌دهم به کارهای امروزی. صداى آلمان: شما در کنار ترانه‌های اصیل ایرانی، ترانه‌های، بقول معروف، «جاز» هم خوانده‌اید. نظرتان در مورد این دو شیوه‌ی موسیقی چی هست و بیشتر تابع کدامیک از آنها هستید؟ هایده: مسلما کار من، کار اصلی من کار اصیل ایرانی‌ست و من ترجیح می‌دهم دنبال کار خودم را بگیرم. ولی همانطور که خدمت‌تان عرض کردم، ما دستمان اینجا یک‌خرده خالی‌ست. صداى آلمان: آیا شما شخصا شعر و آهنگهای‌تان را انتخاب می‌کنید یا اینکه دیگران می‌سازند و شما فقط اجراکننده هستید؟ هایده: نه، من خودم دخالت دارم در شناخت‌اش و شعر را می‌دهم شاعر عوض بکند و آهنگهایی را که مطمئن نیستم خوب بتوانم اجرا بکنم یا به صدای من نخورد قبول نخواهم کرد. من خودم در این مورد خیلی وسواس دارم. صداى آلمان: مقصود من اینست که شما خودتان سفارش می‌دهید؟ مثلا، فرض کنید، به شاعر سفارش می‌دهید که من یک شعری می‌خواهم در وصف بهار، نوروز و اینها... هایده: و به آهنگسازم می‌گویم دلم می‌خواهد در مایه‌ی شور برایم بسازی و یا در مایه‌ی شور ما می‌توانیم تصنیف سنگین داشته باشیم، می‌توانیم ریتم شش و هشت داشته باشیم، بقول خودمان، و در اینکارها، بله، من خودم دخالت می‌کنم و از آنها می‌خواهم که برایم چه جوری بسازند. صداى آلمان: آيا خودتان تا بحال آهنگی ساخته‌اید؟ هایده: بله، ملودی خیلی به ذهنم می‌آید، ولی، چون واقعا از نظر علمی به آن پایه نرسیده‌ام که بتوانم فورا به نت تبدیل‌اش کنم در ضبط صوتی که کنار دستم هست زمزمه‌اش می‌کنم، خصوصا آهنگی اصیل و کلاسیک خودمان را. اغلب آهنگهایی هم که در حال حاضر از من شنیده می‌شود، خودم دستکاری‌اش می‌کنم و به آهنگساز ایده می‌دهم. روی شعری که گفته می‌شود حال و هوای شعر را می‌بینیم که در کدام دستگاه اجرا بشود. بله، خودم این ذوق را دارم،‌ ولی متاسفانه هیچ نوع سازی را نمی‌توانم بزنم. صداى آلمان: خانم هایده، صدای کدامیک از خوانندگان ایرانی، اعم از اینکه از دنیای ما رفته یا در قید حیات‌اند، بر روی شما اثر گذاشته و تا چه اندازه کارشان را می‌پسندید؟ هایده: بارها این سوال از من شده. من به صدای خانم دلکش واقعا عشق می‌ورزیدم و از طریق صدای خانم دلکش، می توانم واقعا بگویم، هنر را یاد گرفتم. از آقایان به صدای آقای محمود خوانساری بسیار علاقمند بودم، که صدای محمود یک صدای خاصی بود، یک غمی در آن بود، یک احساس عجیبی در آن بود که کم نظیر بود. و به صدای گلپایگانی هم که البته علاقه‌ی خاصی داشتم. همانطور که اطلاع دارید، همکاری بسیار زیادی هم با ایشان داشتم. صداى آلمان: خانم هایده، وظیفه‌ی هنرمندی مثل شما در قبال اجتماع‌اش چیست؟ آیا معتقدید هرچه مردم خواستند باید به آنها بدهید، یا اینکه هنرمندی، مثل شما، باید مردم را بدنبال خودش بکشد و چندقدمی از مردم جلوتر باشد؟ هایده: دوتا جواب دارم برای سوالتان. اول اینکه، اگر مردم نبودند و خواسته‌ی مردم نبود، من نمی‌توانستم امروز هایده باشم و یک هنرمند شناخته شوم. ولی در این دوره از زمان سعی می‌کنم که مردم را بدنبال خودم بکشانم و به مردم آنچیزی را که احساس می‌کنم، که خود مردم هم احساس می‌کنند، بصورت آواز و شعر عرضه بکنم و این یک بیداری، یک هشداری‌ست برای تمام ایرانی‌هایی که در غربت زندگی می‌کنند و مشتاق وطنشان هستند. صداى آلمان: خانم هایده، من سوال دیگری ندارم. اگر شما فکر می‌کنید برای شنوندگان مطلبی گفته نشده است بیان کنید. هایده: برای یکایک‌تان دلم تنگ شده، برای مملکت عزیزم ایران، برای هوایش، برای خاکش، برای کوچه‌هایش، برای همه چیزش. آرزو می‌کنم که انشااله روزی خودم را در قلب همه‌ی عزیزانی که در مملکت هستند ببینم. فقط می‌توانم بگویم، به امید آنروزی که برگردم به ایران، در میدان شهیاد، با صدای خودم، بدون میکروفون، بدون موزیک برای همه‌ی هموطنان‌ام بخوانم و همانجا، در کنار آنها به زندگی‌ام خاتمه بدهم. -------------------------------------------------------------------------------- شب میخونه(هایده) من میخوام به خونه خدا برم اگه میخونه نرم کجا برم واسه من که دل شکستم از غم زمونه خستم اگه مستی ام نباشه می پرستی ام نباشه دیگه چی تو زندگی درمون دردای منه اگه میخونه نباشه پس کجا جای منه من میخوام به خونه خدا برم اگه میخونه نرم کجا برم اگه قلبمو شکستن همه درا رو بستن در میخونه که بازه مستی ام که چاره سازه بعد از این سراغمو از شب میخونه بگیر بعد از این سراغمو از می و پیمونه بگیر من میخوام به خونه خدا برم اگه میخونه نرم کجا برم نمیخوام کنار این مردم بیوفا برم پیش کی عاشق و دیوونه و بی ریا برم آخرش مستای میخونه به دادم میرسن ساقی و شراب و پیمونه به دادم میرسن بعد از این سراغمو از شب میخونه بگیر بعد از این سراغمو از می و پیمونه بگیر من میخوام به خونه خدا برم اگه میخونه نرم کجا برم واسه من که دل شکستم از غم زمونه خستم اگه مستی ام نباشه می پرستی ام نباشه دیگه چی تو زندگی درمون دردای منه اگه میخونه نباشه پس کجا جای منه من میخوام به خونه خدا برم اگه میخونه نرم کجا برم من میخوام به خونه خدا برم اگه میخونه نرم کجا برم من میخوام به خونه خدا برم اگه میخونه نرم کجا برم ای ماه من ای میر من ای کعبه و ای پیر من منظورم از مستی تویی ای عشق عالم گیر من از مستی ام منظور تو خم خانه تو انگور تو جانا سراپا نور تو از می تویی تفسیر من آزاده دل بسته ام دل بسته وارسته ام صد پاره نگسسته ام ای عشق تو زنجیر من بی می کجا میخواره ام بی لطف تو بیچاره ام غمدیده غمباره ام ای وای از این تقدیر من از عشق زیباتر تویی از اشک والاتر تویی از گریه بالاتر تویی در این شب دلگیر من ای ماه من ای میر من ای کعبه و ای پیر من بگذر بگذر که خواهم بگذری باز از سر تقصیر من بگذر که خواهم بگذری باز از سر تقصیر من دلی دارم بلای عشق و دیده مصیبتهای دنیا رو کشیده بمیرم من واسه اون دل شکسته که چون من خیری از دنیا ندیده که چون من خیری از دنیا ندیده من از این شب شب هجران من از این شب شب هجران چه گویم از این گردونه گردون چه گویم تو که چشمات طبیب درد من نیست من از دردای بی درمون چه گویم من از دردای بی درمون چه گویم غم و دردو پریشونیم از اینه که میدونم جدایی در کمینه هزارون غم زدن خنجر به جونم چه گویم کار این دنیا همینه در دلم ابر تو میبارد عشق سینه ام داغ تو را دارد عشق باورم نیست کسی از غم تو دل دیوانه نیازارد عشق باورم نیست کسی زخم تو را بر دل خون شده نگذارد عشق آن غریقم که نترسد از موج تن به دریای تو بسپارد عشق تن به دریای تو بسپارد عشق واسه من که دل شکستم از غم زمونه خستم اگه مستی ام نباشه می پرستی ام نباشه دیگه چی تو زندگی درمون دردای منه اگه میخونه نباشه پس کجا جای منه من میخوام به خونه خدا برم اگه میخونه نرم کجا برم اگه قلبمو شکستن همه درا رو بستن در میخونه که بازه مستی ام که چاره سازه بعد از این سراغمو از شب میخونه بگیر بعد از این سراغمو از می و پیمونه بگیر من میخوام به خونه خدا برم اگه میخونه نرم کجا برم نمیخوام کنار این مردم بیوفا برم پیش کی عاشق و دیوونه و بی ریا برم آخرش مستای میخونه به دادم میرسن ساقی و شراب و پیمونه به دادم میرسن بعد از این سراغمو از شب میخونه بگیر بعد از این سراغمو از می و پیمونه بگیر من میخوام به خونه خدا برم اگه میخونه نرم کجا برم واسه من که دل شکستم از غم زمونه خستم اگه مستی ام نباشه می پرستی ام نباشه دیگه چی تو زندگی درمون دردای منه اگه میخونه نباشه پس کجا جای منه من میخوام به خونه خدا برم اگه میخونه نرم کجا برم من میخوام به خونه خدا برم اگه میخونه نرم کجا برم من میخوام به خونه خدا برم اگه میخونه نرم کجا برم -------------------------------------------------------------------------------- دکلمه ترانه جادو (هایده) وقتیکه مثل شراب مست مستم میکنی عاشق عشق میشم می پرستم میکنی وقتیکه به من میگی جون من بسته به جونت منو آروم میکنه اون صدای مهربونت نمیدونم که چرا دوباره دیوونه میشی خراب و ویرونه میشی بتی که داغونه میشم ابری که گریونه میشم وای نمیدونم که چرا دوباره دیوونه میشی دوباره دیوونه میشم دوباره دیوونه میشی دوباره دیوونه میشم دل غمگین منو باز تو آروم میکنی میشکنه طلسم غم آخه جادوم میکنی آخه جادوم میکنی دل غمگین منو باز تو آروم میکنی میشکنه طلسم غم آخه جادوم میکنی آخه جادوم میکنی وقتیکه تو بد میشی باز می بینم دنیا رو سرم خرابه می بینم که باز دارم دق میکنم همه چیم نقش بر آبه اما تامیخوام برم گریه کنون سر به دیوارا بکوبم باز به دادم میرسی به من میگی عشقمی تو خوب خوبم باز میگم عزیز من پا رو قلبم نمیذاره مهربونه با منو اشکمو در نمیاره باز میگم عزیز من پا رو قلبم نمیذاره مهربونه با منو اشکمو در نمیاره نمیدونم که چرا دوباره دیوونه میشی خراب و ویرونه میشی بتی که داغونه میشم ابری که گریونه میشم وای نمیدونم که چرا دوباره دیوونه میشی دوباره دیوونه میشم دل غمگین منو باز تو آروم میکنی میشکنه طلسم غم آخه جادوم میکنی آخه جادوم میکنی آخه جادوم میکنی -------------------------------------------------------------------------------- جادو(هایده) وقتیکه مثل شراب مست مستم میکنی عاشق عشق میشم می پرستم میکنی وقتیکه به من میگی جون من بسته به جونت منو آروم میکنه اون صدای مهربونت نمیدونم که چرا دوباره دیوونه میشی خراب و ویرونه میشی بتی که داغونه میشم ابری که گریونه میشم وای نمیدونم که چرا دوباره دیوونه میشی دوباره دیوونه میشم دوباره دیوونه میشی دوباره دیوونه میشم دل غمگین منو باز تو آروم میکنی میشکنه طلسم غم آخه جادوم میکنی آخه جادوم میکنی دل غمگین منو باز تو آروم میکنی میشکنه طلسم غم آخه جادوم میکنی آخه جادوم میکنی وقتیکه تو بد میشی باز می بینم دنیا رو سرم خرابه می بینم که باز دارم دق میکنم همه چیم نقش بر آبه اما تامیخوام برم گریه کنون سر به دیوارا بکوبم باز به دادم میرسی به من میگی عشقمی تو خوب خوبم باز میگم عزیز من پا رو قلبم نمیذاره مهربونه با منو اشکمو در نمیاره وقتیکه مثل شراب مست مستم میکنی عاشق عشق میشم می پرستم میکنی وقتیکه به من میگی جون من بسته به جونت منو آروم میکنه اون صدای مهربونت نمیدونم که چرا دوباره دیوونه میشی خراب و ویرونه میشی بتی که داغونه میشم ابری که گریونه میشم وای نمیدونم که چرا دوباره دیوونه میشی دوباره دیوونه میشم دوباره دیوونه میشی دوباره دیوونه میشم دل غمگین منو باز تو آروم میکنی میشکنه طلسم غم آخه جادوم میکنی دل غمگین منو باز تو آروم میکنی میشکنه طلسم غم آخه جادوم میکنی آخه جادوم میکنی وقتیکه تو بد میشی باز می بینم دنیا رو سرم خرابه می بینم که باز دارم دق میکنم همه چیم نقش بر آبه اما تامیخوام برم گریه کنون سر به دیوارا بکوبم باز به دادم میرسی به من میگی عشقمی تو خوب خوبم باز میگم عزیز من پا رو قلبم نمیذاره مهربونه با منو اشکمو در نمیاره باز میگم عزیز من پا رو قلبم نمیذاره مهربونه با منو اشکمو در نمیاره نمیدونم که چرا دوباره دیوونه میشی خراب و ویرونه میشی بتی که داغونه میشم ابری که گریونه میشم وای نمیدونم که چرا دوباره دیوونه میشی دوباره دیوونه میشم -------------------------------------------------------------------------------- ای زندگی سلام(هایده) سلام سلام سلام سلام همگی سلام همگی سلام ای زندگی سلام ای زندگی سلام ای عزیزای دلم یه روزی ایوون از پرستوها پر میشه باز ای عزیزای دلم یه روزی سبزه رو باغچه ها چادر میشه باز ای عزیزای دلم دوباره غصه ها از دلامون رونده میشن ای عزیزای دلم یه روزی غزلای مهربون خونده میشن سلام سلام سلام سلام همگی سلام همگی سلام ای زندگی سلام ای زندگی سلام روز نو مبارکه روزی نو خونه نو مبارکه عشقمون مبارکه مستی و میخونه نو مبارکه روز میره هفته میاد هفته میره ماه میاد با زمونه ساختیم و زمونه با ما راه میاد سلام سلام سلام سلام همگی سلام همگی سلام ای زندگی سلام ای زندگی سلام یه روزی با اشک شادی میبینیم گلدونای خونه رو عاشق همدیگه هستیم و به دنیا نمیدیم اون هوای خونه رو تو عزیز مرحم عشقو روزخم دل دیوونه بذار تو عزیز باز تو سفره مون شراب و گل وپیمونه بذار هرجا که یه سایه بونه واسه مون باز بیاد خونه مون اسمشو خونه بذار اسمشو خونه بذار اسمشو خونه بذار یه روزی با اشک شادی میبینیم گلدونای خونه رو عاشق همدیگه هستیم و به دنیا نمیدیم اون هوای خونه رو تو عزیز مرحم عشقو روزخم دل دیوونه بذار تو عزیز باز تو سفره مون شراب و گل وپیمونه بذار هرجا که یه سایه بونه واسه مون باز بیاد خونه مون اسمشو خونه بذار اسمشو خونه بذار اسمشو خونه بذار سلام سلام سلام سلام همگی سلام همگی سلام ای زندگی سلام ای زندگی سلام سلام سلام سلام سلام همگی سلام سلام سلام سلام سلام همگی سلام -------------------------------------------------------------------------------- دستای تو(هایده) وقتیکه قهری با من ندیدنت آسون نیست قصه غم که میشی شنیدنت آسون نیست به گمونم دل تو جای دیگه س دل تو پیش یه رسوای دیگه س دست نذاشتی دیگه تو دستای من دستاتم عاشق دستای دیگه س به گمونم دل تو جای دیگه س دل تو پیش یه رسوای دیگه س دست نذاشتی دیگه تو دستای من دستاتم عاشق دستای دیگه س دستاتم عاشق دستای دیگه س با تو بودن واسه من نعمت بود از تو گفتن واسه من عادت بود همه حرفات واسه من آیه عشق نفست زمزمه رحمت بود دل من مستیشو از مستی چشمای تو ساخت تا به عشق تو رسید پرهیزشو پاک به تو باخت به گمونم دل تو جای دیگه س دل تو پیش یه رسوای دیگه س دست نذاشتی دیگه تو دستای من دستاتم عاشق دستای دیگه س دستاتم عاشق دستای دیگه س میدونستی دل دیوونه من عاشقته عاشقت با همه جون با همه تن عاشقته اسم تو وقتی تو شعر و تو ترانم میومد میدونستی غزل و شعر و سخن عاشقته حالا من هستم و تن رفته به باد واسه من شعر و سخن رفته به باد منم و وحشت تردید یه عشق به گمونم دل من رفته به باد به گمونم دل تو جای دیگه س دل تو پیش یه رسوای دیگه س دست نذاشتی دیگه تو دستای من دستاتم عاشق دستای دیگه س دستاتم عاشق دستای دیگه س میدونستی دل دیوونه من عاشقته عاشقت با همه جون با همه تن عاشقته اسم تو وقتی تو شعر و تو ترانم میومد میدونستی غزل و شعر و سخن عاشقته حالا من هستم و تن رفته به باد واسه من شعر و سخن رفته به باد منم و وحشت تردید یه عشق به گمونم دل من رفته به باد به گمونم دل تو جای دیگه س دل تو پیش یه رسوای دیگه س دست نذاشتی دیگه تو دستای من دستاتم عاشق دستای دیگه س دستاتم عاشق دستای دیگه س -------------------------------------------------------------------------------- اسیر تو(هایده) غم اومد که گریون کنه چشمامو نتونست شب اومد که داغون کنه دنیامو نتونست دل من دیگه از غم که شکسته نمیشه اسیر غم عشقه دیگه خسته نمیشه کمه فرصت ذیدار تو این عالم مستی میخوام با تو بخندم به زمونه به هستی هنوز عشق منی مثل همیشه دل از خوب و بدت خسته نمیشه هنوز عشق منی مثل همیشه دل از خوب و بدت خسته نمیشه تو ای آمده از راه بازم مثل همیشه دلم با تو یه رنگه جدا از تو نمیشه غم و غصه نتونست بگیره تو رو از من بدون قدر وفامو دیگه دور نشو از من هنوز عشق منی مثل همیشه دل از خوب و بدت خسته نمیشه هنوز عشق منی مثل همیشه دل از خوب و بدت خسته نمیشه غم اومد که گریون کنه چشمامو نتونست شب اومد که داغون کنه دنیامو نتونست دل من دیگه از غم که شکسته نمیشه اسیر غم عشقه دیگه خسته نمیشه کمه فرصت ذیدار تو این عالم مستی میخوام با تو بخندم به زمونه به هستی هنوز عشق منی مثل همیشه دل از خوب و بدت خسته نمیشه هنوز عشق منی مثل همیشه دل از خوب و بدت خسته نمیشه تو ای آمده از راه بازم مثل همیشه دلم با تو یه رنگه جدا از تو نمیشه غم و غصه نتونست بگیره تو رو از من بدون قدر وفامو دیگه دور نشو از من هنوز عشق منی مثل همیشه دل از خوب و بدت خسته نمیشه هنوز عشق منی مثل همیشه دل از خوب و بدت خسته نمیشه هنوز عشق منی مثل همیشه دل از خوب و بدت خسته نمیشه -------------------------------------------------------------------------------- راز دل(هایده) وقتی عاشق شوی راز دل تو گفته نتونی وقتی عاشق شوی راز دل تو گفته نتونی چقده سخته خدایا چقده سخته خدایا چقده سخته خدایا چقده سخته خدایا چقده سخته خدایا چقده سخته خدایا روز نوروز بچینی گل سرخ برسر راه نگات فرش کنی روز نوروز بچینی گل سرخ برسر راه نگات فرش کنی دلبرت بیاد بپرسه کار کیست تو براش گفته نتونی چقده سخته خدایا چقده سخته خدایا تو براش گفته نتونی چقده سخته خدایا چقده سخته خدایا دلبرت خنده کنه با دیگران تو بسوزی و براش گریه کنی دلبرت خنده کنه با دیگران تو بسوزی و براش گریه کنی دلبرت بیاد بپرسه که چرا تو براش گفته نتونی چقده سخته خدایا چقده سخته خدایا تو براش گفته نتونی چقده سخته خدایا چقده سخته خدایا دلبرت سفر کنه تنها شوی مثل ماهیها از آب جدا شوی دلبرت سفر کنه تنها شوی مثل ماهیها از آب جدا شوی بتپی مجنون شوی تباه شوی تو به کس گفته نتونی چقده سخته خدایا چقده سخته خدایا تو به کس گفته نتونی چقده سخته خدایا چقده سخته خدایا وقتی عاشق شوی راز دل تو گفته نتونی وقتی عاشق شوی راز دل تو گفته نتونی چقده سخته خدایا چقده سخته خدایا چقده سخته خدایا تو به کس گفته نتونی چقده سخته خدایا چقده سخته خدایا تو به کس گفته نتونی چقده سخته خدایا چقده سخته خدایا چقده سخته خدایا چقده سخته خدایا چقده سخته خدایا ------------------------------------------------------

Javascripts